اين وبلاگ فيلتر است. اينجا را كليك كنيد.
***
همه آمده بودند اسكلت تازه كشفشده مرد باستاني را ببينند. اولين روز نمايش بود. اسكلت را ماه پيش، باستانشناساني يافته بودند كه مشغول كندوكاو منطقهاي باستاني بودند. دليل شور و اشتياق مردمِ درون موزه براي ديدن مرد باستاني، چندان به قدمت استخوانهاي مرد مربوط نبود. اين ازدحام دليل ديگري داشت. مردِ هزاران سالْ خفته زير خاك را با آلتي مومياييشده يافته بودند.
***
طبق بررسيهاي كارشناسانه، روي اين تنها عضو سالم مرد، جاي عميق دندان وجود داشت. خبر پيدا شدن اسكلتي با آلتي موميايي زود در شهر پيچيد. و اينكه بر روي اين آلت جاي دندان وجود داشت هم به گوش همه رسيد. هنگامي كه اين خبر را شنيدم فكر كردم كه مرد بيچاره حتما به خاطر گازگرفتگي مرده است. چند ماه بعد از اينكه مرد را در موزه، درون محفظهاي بزرگ و شيشهاي، به نمايش گذاشتند، كشفي ديگر در همان منطقه باستاني به بسياري از سوالهاي باستانشناسان پاسخ داد.
***
مرد به شكل يك جنين درون محفظهاي پر از خاك نشسته است. از ميان پاهايش آلت بزرگ و خشكيدهاش را ميشود ديد كه به خاك تكيه داده است. متري آنطرفتر اسكلت ديگري به شكل يك جنين بر روي خاكِ درونِ محفظه دراز كشيده است. روبروي صورتش كيسه كوچكي قرار دارد. راهنماي موزه توضيح ميدهد كه:
«هردوي اسكلتها مربوط به دوران آلتپرستياند. اسكلتي كه نشسته است از آن مرد مقدسي است كه در آن دوران آلتش را ميپرستيدند. احتمالا درون معبدي مينشسته است و زنان يكيك بر آلتش بوسه ميزدند. آن اسكلت ديگر از آن زني است كه به جاي بوسه، آلت مرد مقدس را گاز گرفت. دندانهايش را تماما كندند و او را به خاطر كفر كشتند.» همه زن كافر را ميبينند كه همچنان با خشونتي سخت و پرنفرت به آلت مومياييشده مرد نگاه ميكند.
